ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 21
معجم البلدان ( فارسى )
بيكارى مطلق در آن تاريخ ، مرا واداشت كه به اجراى آرزوى ديرينهام بپردازم ، پس تصميم گرفتم ؛ از بخش تاريخ ، تجارب الامم مشكويه را ، و از بخش جغرافيا « معجم البلدان » را ترجمه نمايم ، پس دو مجلد پنجم و ششم تجارب را ترجمه كرده به انتشارات طوس سپردم ، كه چاپ شد ، و براى معجم البلدان با شركت نشر نو قرارداد بستم . در تابستان 1375 خ . سازمان ميراث فرهنگى تصميم گرفته بود كه ترجمهء معجم البلدان را كه هنگام شناساندن شهرها اشارتى به وجود آثار باستانى در آن جا مىنمايد ، به هزينهء خود چاپ و پخش كند ، و به اينجانب مراجعه نمودند . من نيز پس از باز پرداخت هزينهها كه شركت نشر نو داده بود ، ترجمه را از ايشان پس گرفته ، به ميراث فرهنگى تحويل دادم . اينك كه جلد اول را آمادهء چاپ و پخش مىبينم از آن دو سازمان ياد شده سپاسگزارم . 26 - بازسازى معجم البلدان : كهنترين و درستترين چاپ معجم البلدان ، چاپ وستنفلد است ، و من از روى اين نسخهء چاپى ترجمه كردم . باز هم چون نسخههايى كه او از روى آنها چاپ كرد ، فزونىهايى ، پس از مرگ ياقوت در متن دارد ، مىتواند كمبودهايى نيز داشته باشد . براى نمونه ما در واژهء « بلد » مىبينيم كه مؤلف از عبد الكريم ابن طاووس ( 648 - 693 ) ياد مىكند ( چ ع 1 ، ص 715 چ ف ص 619 ) در صورتى كه ياقوت در 626 يعنى دوازده سال پيش از زاده شدن ابن طاوس در گذشته است . اين اشكال ويژهء معجم البلدان نبوده ، كه معجم الادباى ياقوت نيز دست خوردگى دارد ؛ در زندگينامهء خضر بن ثروان مىگويد : من او را در سال 544 در مرو و سرخس و نيشابور ديدار كردهام ( معجما 11 : 60 : 4 ) در صورتى ياقوت سى سال پس از اين تاريخ به دنيا آمده است . ليكن چون با كمك فهرستهاى وستنفلد به معجم البلدان بنگريم ، خواهيم ديد كه ياقوت زندگينامهء خضر پسر ثروان را در معجمد 1 : 896 : 1 ) از بوسعد سمعانى ( 506 - 562 ) گرفته ، و به هنگام آوردن اين زندگينامه به ( معجما 11 : 59 ) عبارت « قال ابو سعد » از قلم افتاده از چشم ويراستار چاپ مأمون نيز دور مانده است . نيز مىبينم كه ياقوت دربارهء حسن پسر بو المعالى گويد : شاگرد امام نصير الدين طوسى بوده است و منش در 637 ديدار كردم . ( معجما 9 : 198 - 199 ) و اين تاريخ يازده سال پس از مرگ ياقوت است ، و ياقوت سنّىتر از آن است كه به خواجه نصير واژگون كنندهء حكومت عرب ، لقب امام دهد . از سوى ديگر ، وستنفلد در جلد پنجم تحقيقاتى دارد كه هر گاه به فارسى ترجمه شود در متن معجم تغييرها خواهد داد . او دربارهء شعرهاى به گواه آمده تحقيق كرده ، نسخه بدل و جاى تكرار شعرها را نشان مىدهد ، تا كمكى به فهم معنى دشوار آنها شود . با توجه به اينكه من آلمانى نمىدانم ، باز هم مقدارى از آنها را در پانوشتهاى جلد يكم آوردهام . 27 - زمينهء كار من در ترجمهء اين كتاب : من اين كتاب را از روى چاپ وستنفلد ( 1808 - 1899 م ) كه در لايبزيك در سالهاى 1866 تا 1873 م چاپ و در شش جلد پخش كرد و در تهران به سال 1965 م . افست و بار دوم پخش شد ، ترجمه كردم ، و غلطهايى كه از چشم او بيرون مانده با مراجعه به چاپهاى ديگر مانند چاپ صادر و چاپ جندى و چاپهاى گوناگون « معجما » تصحيح كردم ، و جاهايى كه من نيز نتوانستم ، همچنان بر جا نهادم ، تا مگر دانشمندان نسل بعد آن را اصلاح كنند ، و اين كار با تطبيق نسخهء چاپى با نسخههاى كهن « معجمد » امكان پذير است . مانند دو نسخهء تركيه ، كوپر و لو ، مورخ 704 و احمد ثالث سال 827 و نسخهء مرعشى قم ، به تاريخ 737 . من از خوانندگان دانشمند تقاضا مىكنم نظرهاى خود را به وسيلهء سازمان محترم ميراث فرهنگى ايران - تهران براى اينجانب ارسال دارند . 28 - شيوهء كار من در اين ترجمه : شيوهء من در اين ترجمه چنان است كه شناسه ( نام جا ) را با حرف درشت در آغاز نهاده ، براى تعيين صداى حرفهاى آن ، به جاى عبارت ياقوت « بفتح . . . بكسر . . . و ضمّ . . . » ، به پيروى از استادم زنده ياد دهخدا ، هر حرف بىصدا را با حركت بر روى آن ، در ميان دو قلاب [ . . . ] نهادهام و مطلب را تا حدّ امكان كلمه به كلمه ترجمه مىنمايم ، اشعارى را كه ياقوت به گواه آورده ، عينا در متن نهاده ، مضمون آنها را ، تا اندازهاى كه بتواند پيوند جغرافيايى شناسه را با خواست مؤلف معجم نشان دهد ، در پانوشت